|
خوشبختي ما در سه جمله است. تجربه از ديروز استفاده از امروز اميد به فردا... ولي ما با سه جمله ديگر زندگي مان را تباه مي کنيم.
اتلاف امروز ترس از فردا |
پندار نيك
|
خوشبختي ما در سه جمله است. تجربه از ديروز استفاده از امروز اميد به فردا... ولي ما با سه جمله ديگر زندگي مان را تباه مي کنيم.
اتلاف امروز ترس از فردا |
زپندار نیک است گفتار نیک
چو پندار و گفتار تو نیک شد
نیاید زتو غیر کردار نیک

هر روز صبح در آفریقا وقتی خورشید طلوع می کند
یک غرال شروع به دویدن میکند
و می داند سرعتش باید از یک شیر بیشتر باشد تا کشته نشود
هر روز صبح در آفریقاوقتی خورشید طلوع می کند
یک شیر شروع به دویدن می کند
و می داند که باید سریع تر از آن غزال بدود تا از گرسنگی نمیرد
مهم نیست غزال هستی یا شیر با طلوع خورشید دویدن را آغاز کن
آنتونی رابینز
هرکسی که گوش دارد، می تواند بشنود ولی این به این معنی نیست که می تواند بدرستی گوش کند. برای گوش کردن ابزار دیگری لازم است چیزی غیر از داشتن گوش. برای گوش کردن باید در درون شما سکوت، آرامش و صلح وجود داشته باشد. آنچه در پشت این گوشها قرار دارد، قلب است نه ذهن.
ذهن، شما را کر می کند. البته ممکن است واقعا کر نباشید ولی از آنچه می شنوید چیزی را واقعا گوش نمی کنید. ذهن شما مثل یک اتاق مذاکره شلوغ و پرازدحام است.
برای انجام این مراقبه گاهی وقتها در اتاق خودتان بنشینید، در را ببندید و اجازه بدهید هرچیزی که در ذهنتان می گذرد روی کاغذ بیاید. اصلا سعی نکنید نوشته های خود را اصلاح یا ویرایش کنید. چون قرار نیست آنها را به کسی نشان بدهید.
بنابراین فقط هرچیزی را که در ذهنتان وارد می شود بنویسید.
وقتی به نوشته های خود نگاه می کنید تعجب می کنید. در عرض ده دقیقه می بینید که این نوشته ها مال یک آدم عاقل نیست! ذهن شما، ذهن یک مجنون است!
ما در طول زندگی یاد گرفته ایم که یک طوری روی این افکار دیوانه وار را بپوشانیم و نگذاریم کسی بفهمد که درون ما چه خبر است. البته در این کار متخصص شده ایم. طوری که نه فقط اجازه نمی دهیم دیگران از افکارمان باخبر شوند، بلکه یاد گرفته ایم که خودتان هم از آن بی خبر بمانیم .
همین شلوغی ذهن است که اجازه نمی دهد چیزی را گوش کنیم. ما فقط شنونده هستیم. از گوش کردن خبری نیست. گوش کردن نیاز به درونی ساکت دارد.
منبع : اوشو: کتاب اوپانیشادها- فصل بیست و پنج
ترجمه: رضا صادقی- خرداد هشتاد و دو
یکی از چیزهایی که بشر امروزی در حال از دست دادن آن است، احساس است. او یاد گرفته است تا به جای احساس کردن در هر موردی فکر کند. این دستور درباره کمک به برگرداندن احساس به جای فکر است.
سعی کنید احساس خود را رشد دهید. وقتی چیزی را می شنوید، کسی یا چیزی را لمس می کنید، غذا میخورید، حمام میگیرید و... وقتی زیر دوش هستید، حرارت آب را حس كن در مورد آن فکر نکن فقط سردی یا گرمی آب را حس کن.
ذهن خیلی ساده به شما میگوید: "آب سرد است". یا "آب گرم است". به همین سادگی. اماهمین سادگی و تصور ذهنی آن، حس را از شما می گیرد. وقتی حمام میگیرید، فکر نکنید، فقط حس کنید، چیزی را هم تصور نکنید. دقت کنید همان لحظه ای که سعی می کنید درباره آب و دمای آن حرف بزنید، حس آن را از دست می دهید. حرف زدن زیاد باعث می شود تا درباره هرچیزی از عمق احساس خارج شوید.
همین کار را با افکارتان انجام دهید. یعنی آنها را هم حس کنید. با خود تکرار کنید اینها افکار من هستند و سعی کنید آنها را هم حس کنید. هیچکدام از این افکار مال شما نیستند. آنچه مال شما است، سکوت درونتان است. این سکون درونی را کسی به شما نداده است .
بلکه از روز اول با شما متولد شده است. اما افکار به شما داده شده اند و شما نسبت به آنها شرطی شده اید. اگر افکار مال شما نیستند، پس اهمیتی هم ندارند.
منبع : اوشو: کتاب راز
ترجمه از رضا صادقی- اردیبهشت هشتاد و دو
وقتی احساس می کنید که درحال قضاوت، حسادت، طمع یا امثال آنها هستید می توانید از این دستور استفاده کنید.
مرحله اول: نفس خود را عوض کنید .
هروقت می خواهید الگوهای فکری کهنه خود را تغییر دهید، بهترین راه استفاده از نفس است. تمام عادتهای ذهن به تنفس مربوط هستند و با تغییر نوع نفس، شکل آنها عوض می شود. برای این منظور به طور عمیق نفس خود را خارج کنید. شکم را به داخل بکشید و هنگامی که نفس را خارج میکنید، در ذهن خود مجسم کنید که الگوی فکری ناپسند از شما دور می شود. به محض اینکه به نفس کشیدن خود دقت می کنید و آن را تغییر می دهید، فکر و قضاوت ناپدید می شود .
مرحله دوم: حالا هوای تازه را عمیقا وارد ریه های خود کنید .
این کار را دو سه بار انجام دهید و ببینید چه اتفاقی می افتد. احساس تازگی عجیبی در شما پیدا میشود. تفکر منفی و ناپسند شروع به ناپدید شدن می کند. وقتی این کار را انجام میدهید، مشاهده می کنید که ذهن به جای دیگری حرکت می کند. این راه برای تغییر دادن الگوهای فکری بسیار موثر است.این دستور ساده را بکار ببرید و از نتیجه آن شگفت زده شوید.
منبع : دستور مراقبه از باگوان شری راجنیش (اوشو)
ترجمه: رضا صادقی- اردیبهشت هشتاد و دو
یک سوال :خیلی وقتها با وجودی که نیازی هم برای عجله کردن وجود ندارد، در هنگام انجام کارها هول هستم.
مخصوصا موقع غذا خوردن. چرا؟
جواب: یک چیز دیگری مشغول خوردن شما است .در واقع یک نگرانی عمیق در درون وجودتان باعث این عجله کردن می شود. یک گرفتگی و سفتی درونی که اجازه نمی دهد رها و آزاد باشید.
دستور:
دفعه بعد وقتی مشغول خوردن چیزی هستید نگاه کنید چه چیزی مشغول خوردن شما است؟ به همین صورت وقتی درحال عجله هستید فقط به آن نگاه کنید. آیا از جایی فرار می کنید؟ آیا سعی دارید از یک موقعیت حذرکنید؟ آیا سعی دارید از دیدن یک چیز ناراحت کننده در درون خود طفره بروید؟ آیا از چیزی نگران هستید که حتی حاضر به اذعان آن نیستید؟ آیا زخم کهنه ای را در لابلای برگها و گلها پنهان می کنید؟
تمام مردمی که درحال عجله کردن هستند، یک نگرانی عمیق را در درون خود مخفی می کنند. آنها حتی جرات مواجه شدن با آن را ندارند. اجازه بدهید تا این نگرانی خود را نشان دهد. اجازه دهید تا به سطح برسد و بتوانید آن را ببینید. با آن مواجه شوید تا دچار حیرت شوید.
به یاد داشته باشید: وقتی با یک مشکل ( مسئله) چهره به چهره روبرو می شوید، آن مشکل ( مسئله) از مقابلتان ناپدید می شود.
برای درمان یک مشکل ( مسئله) در دنیای درون، فقط یک راه وجود دارد: باید آن را بشناسید. هیج راه دیگری هم نیست. مشکل ( مسئله) فقط وقتی وجود دارد که شما آن را سرکوب می کنید. اگر نگذارید تا در مقابل دیدتان قرار بگیرد، همچنان باقی می ماند. مردم روی مشکلات (مسائل) خود را می پوشانند و جای آن دائم در عجله هستند. در این عجله چیزی که اتفاق می افتد سرکوب کردن و مخفی شدن اصل داستان است.
منبع : دستور مراقبه از باگوان شری راجنیش (اوشو)
ترجمه: رضا صادقی
1. زندگي بدون داشتن مشكل و مساله مصيبت بار و غم انگيز است.
2. زنده ها هميشه مساله دارند شما به اندازه ي عظمت مشكلات تان زنده ايد.
3. مشكل خود را بشناسيد تمام جوانب آن را به روش علمي و منطقي بررسي كنيد.
4. در برخورد با مسايل خونسرد باشيد واكنش هاي ناگهاني نشان ندهيد.
5. مغز انسان براي تفكر و نتيجه گيري صحيح نياز به آرامش دارد.
6. راه تمام مسايل در ذهن شماست به خودتان فرصت مناسب را براي چاره جويي بدهيد.
7. ايمان به پيروزي ركن اصلي رسيدن به مقصود است.
منبع :http://www.hasan49.blogfa.com
نتيجه هر پرسشي پاسخي است به ويژه اگر مخاطب نيز خودمان باشيم . مغز انسان طوري طراحي شده است كه در صورت بروز كوچكترين حادثه حداقل يك سوال طرح مي كند سوالي كه خودمان بايد به آن پاسخ دهيم . از طرفي مي دانيم كه كيفيت زندگي ما را نوع سوالاتي مشخص مي كند كه از خود مي پرسيم ، پس در صورتيكه خواهان موفقيت هستيم بايد روش درست پرسيدن را بياموزيم و آن را در زندگي بكار بگيريم . فرض كنيد در هنگام رانندگي يك راننده خاطي به طرز وحشيانه اي از كنار اتومبيل شما گذر كند و شما را به زحمت بيندازد ، پر واضح است كه پس از نثار چندين فحش ، از خود مي پرسيم ، چرا بعضي ها اينقدر احم... و بي شع... هستند ، چرا ...... به جاي طرح اين سوالات كه هيچ تاثيري در باعث و باني اين وضعيت ندارد و مسلما فقط روحيه خودمان را خراب مي كند ، بهتر است از خودمان بپرسيم ، واقعا اين شخص در چه وضعيتي است كه چنين رانندگي مي كند ؟ با اين سوال ممكن است به اين جواب برسيم كه ممكن است همين الان به او اطلاع داده اند كه همسر و فرزندش در يك سانحه رانندگي به شدت آسيب ديده اند و در فلان بيمارستان به كمكش نياز دارند . در صورت انجام چنين پرسشي ممكن است از واقعيت فاصله گرفته باشيم ولي مسلما از نظر روحي در وضعيت بهتري قرار مي گيريم يا مثلا در صورت عدم موفقيت در كاري اگر از خود بپرسيم كه چرا من هيچ كاري را به خوبي انجام نمي دهم ؟ ، مغز ما پاسخ مي دهد از بس احمق هستي . شايد بهتر باشد از خود بپرسم چه بايد انجام دهم كه در آينده كارها رابهتر انجام دهم ؟ مسلما يك جواب صحيح به اين پرسش مي تواند سازنده باشد ، و اگر به جوابي نرسيديم بايد دوباره از خود بپرسيم تا موفق شويم كه جوينده يابنده است . همچنين مي توانيم در حوادث ناگوار از خود بپرسيم چه خيري در اين حادثه شامل من مي شود ؟ يا در شرايط نامساعد كه اوضاع بر وفق مراد نيست بهتر است از خود بپرسيم از اين شرايط چطور مي توانم به نحو مطلوب استفاده كنم تا موفق تر باشم ؟
تئوري نسبيت انيشتين و نيروي جاذبه زمين و هزاران دستاورد علمي ديگر مرهون سوالات عالي انسانهايي كوچك با انديشه هايي بزرگ چون انيشتين و نيوتن و سماجت ايشان تا گرفتن جواب كه خاص انسانهاي موفق است ، مي باشد .
سهم بزرگي از موفقيتها در حل مسئله تبعيض نژادي حاصل سوال مارتين لوتركينگ از خودش مي باشد ، كه مرتبا از خودش پرسيد چطور مي توان مسئله تبعيض نژادي را بدون خونريزي و به طرزي سازنده اي حل كرد؟
پس اگر به دنبال موفقيت هستيم ، كه بطور قطع چنين است بايد به كيفيت پرسشهايي كه از خود مي كنيم توجه بيشتري داشته باشيم .
وقتي بخواهي، دنيا به تو ميدهد. دنيا، دنياي محدودي نيست. محدوديت در فکر ما است. ترسها در ذهن ما است. پايمان را به اندازه گليممان دراز ميکنيم. اما اندازه اين گليم را چه کسي تعيين کرده؟ والله اعلم! ما بايد ياد بگيريم و به بچههايمان ياد بدهيم که بزرگ و وسيع فکر کنند ،کوچک فکر کردن باعث ترس ميشود. ترس هم باعث قطع ارتباط و حمله به ديگران براي دفاع از خود .
يك راز خوشبختي، درست فكر كردن است. طرز فكر نادرست آنقدر براي روح و جسم مضر است كه ميتواند منجر به بيماري شود و حتي شخص را از پا درآورد . انسان اگر مراقب افكارش نباشد، مرتب به امور منفي فكر كند و زندگياش دائما تحت استرس است، در نهايت مريض خواهد شد. بسياري از بيماريهاي سختدرمان و بيماريهايي كه پزشكان از تشخيص و درمان آنها عاجزند، نتيجه همين نوع نگرش منفي به خودمان و دنيا است. آدمها ميتوانند با نگرش و طرز فكر صحيح، سالم و شاد و موفق زندگي كنند .